X
تبلیغات
رایتل
جمعه 23 تیر‌ماه سال 1385

من نمیدونم و نمیخوام بدونم چی شد که فلسطینیا زمیناشون رو فروختن به اسرائیلیا...نمیدونم و نمیخوام بدونم چی شد که اسرائیلیا اومدن رو نقشه جغرافیای دنیا...نمیدونم و نمیخوام بدونم حق با کیه...نمیدونم و نمیخوام بدونم کی قراره این جنگ فرسایشی تموم بشه...نمیدونم و نمیخوام بدونم هر روز چند تا فلسطینی دیگه تو اون دنیا به پدر مادراشون ملحق میشن...نمیدونم و نمیخوام بدونم فردا قراره چند تا بمب دیگه منفجر بشه...آقا نمیخوام بدونم...زور که نیست...من اخبار گوش نمیدم...روزنامه نمیخونم...نمیخوام بدونم...

 

دو تا پسربچه دارن فرار میکنن.درست به طرف دوربین.کوچیکه جلوتره...یهو بزرگه میفته رو زمین.کوچیکه برمیگرده.اسم بزرگه رو صدا میزنه.چی بود اسمش؟یادم نیست...کوچیکه پشتش به دوربینه.بالای سر بزرگه زانو میزنه...یه رگبار از گلوله تقریبا پوست سرش رو میکنه...چیزی از کاسه سرش نمی‌مونه...شما دو تا بیگناه بودین.

مادرت کشته شده...پدر نداری...برادرت...خواهر کوچولوت...هیچکس نیست.هر طرف که نگاه میکنی جنگه...زندگی برای تو یعنی جنگ...منم اگه جای تو بودم مردن رو ترجیح میدادم...یه ردیف نارنجک به خودت میبندی...تصمیم میگیری حسین فهمیده بازی کنی!! آروم سوار اتوبوس میشی...ضامن دستته...چشماتو بستی...همه چیزتو از دست دادی...همه چیز...یه جسم ازت مونده ولی...اگه این ضامنو بکشی،خودتو خلاص کردی...اما بهت یاد دادن که هدف دار بمیری...هدف دار...اتوبوس تو ایستگاه بعدی وامیسه...هنوز چشمات بستس...قرار نبود فکر کردنت انقدر طول بکشه...یه زن میخواد سوار بشه...یه بچه کوچولو تو بغلشه...پاشو رو سکوی اول میذاره...تو ضامنو میکشی...اتوبوس دود میشه...اون خانمه هم...اون بچه هم...تو هم...هیچکس حق نداره از تو بخواد تو اون وضعیت منطقی باشی و مثل آدمای محترم و باکلاس فکر کنی...هیچکس حق نداره بهت بگه وقتی تو یه مشت آدم غیرنظامی رو میکشی،هیچ فرقی با اونایی که خونوادتو کشتن نداری...تو چیزی واسه از دست دادن نداشتی،میدونم...اما اون کوچولو بیگناه بود،همونقدر که خواهر تو...

 

این جنگ عجیب داره طولانی میشه.هیچ داوری سوت آخرشو نمیزنه.نمیدونم الآن تو ۹۰ دقیقه قانونیشه یا وقت اضافش.اما دیگه شورش در اومده.هر وقت هم که به یه ثباتی نزدیک شده،یه مشت احمق عوضی چوب رو آتیشش ریختن. بچه‌ها تو جنگ به دنیا میان و خیلی راحت تو جنگ می‌میرن.همشون بی‌گناهن.خیلی بی‌گناه...

 

سلام!

خوابی؟الآن یه عده آدم خوب دارن نماز شب میخونن.نمیذارن بخوابی که! لابد بیداری.

میگن چشم نداری ولی میبینی...میگن گوش نداری اما میشنوی...میتونی از اون بالا این پایینو هم ببینی؟یا چون آدما از اون فاصله خیلی ریزن،دردشون به چشمت نمیاد؟بگو ببینم،صدای درد آدما تا اون بالا میرسه اصلا؟

.

.

.

اون بالا داری چه غلطی میکنی؟